درست خواندن و فهميدن

درست خواندن و فهميدن

درست خواندن و فهميدن

خواندن يك مهارت ضروري براي دانشجويان و دانش آموزان نه تنها به عنوان يك منبع دستيابي به اطلاعات بلكه به عنوان يك فعاليت تفنني مي باشد. البته خواندن بايد همراه با درك باشد وگرنه نتيجه دستيابي به اطلاعات را نخواهد داد. براي خواندن با درك خواننده بايد اطلاعات را از طريق فرآيندهاي معين جمع آوري كند. به گفته ديگر درك استنباط معني از موارد چاپي را ايجاب مي كند. جهت استنباط معني از يك متن خواننده ابتدا بايد كلمات اصطلاحات تعابير و جملات را بفهمد.

علاوه بر خواندن همراه درك خواندن بايد همراه با سرعت باشد. خواننده اي كه هر بار كلمه اي را به تنهايي مي خواند و روي آن متمركز مي شود يك كندخوان است. بنابراين او خواننده غيركارآ است ولو اين كه با فهم بخواند. در حقيقت يك كندخوان روي هر كلمه براي تشخيص عناصر ساختاري اش توقف يا مكث مي كند. چنين خواننده اي تقريبا 8 ـ7 مكث در هر سطر صفحه با اندازه متوسط انجام مي دهد در حالي كه يك خوانند متوسط تقريبا 5 ـ4 و يك خواننده تندخوان تقريبا 3 ـ2 مكث براي چنين سطري خواهد داشت. يعني در هر مكثي كه تقريبا يك چهارم ثانيه طول مي كشد تندخوان دو تا چهار كلمه ولي كند خوان فقط يك كلمه مي خواند. تندخوان در حدود ششصد تا هزار كلمه در دقيقه متوسط خوان تقريبا سيصد تا چهار صد كلمه و كند خوان صد و پنجاه تا دويست كلمه در دقيقه مي خوانند. به تعبير ديگر آهسته خوان چهار دقيقه متوسط خوان دو دقيقه و تند خوان صرفا يك دقيقه براي خواندن يك عبارت معمولي از يك متن (در صورتي كه كلمات و ساختارهاي مشكل نداشته باشد) نياز دارد.

اضافه بر اين كندخوان ميدان ديد محدودي دارد. ميدان ديد به محيطي كه در آن لغات بطور واضع قابل ديدن هستند گفته مي شود. كندخوانها از كلمه اي به كلمه ديگر مي روند در حالي كه روي هر كلمه مكث مي كنند. از طرف ديگر تندخوانها ميدان نگرش بزرگي دارند كه در آن مي توانند چندين كلمه را در يك زمان بخوانند. آنان صرفا ميدان نگرش وسيع ندارند بلكه نگرشي هم به پيرامون دارند. يعني مي توانند كلمات در زوايا و پيرامون ميدان ديدشان را ببينند. البته كلمات پيرامون ديد را به روشني نمي توانند ببينند اما جهت تكميل و حدس معناي آن ها مي توانند بقدر كافي كلمات را ببينند.

درست خواندن و فهميدن

 

اخيرا متذكر شديم كه خواندن بايد به درك منتهي شود و فهم بايد ملازم سرعت باشد به منظور اين كه خوانندگان با فهم و سرعت بخوانند بايد مراحل زير را طي كنند.

1 ـ سرعت تشخيص كلمه. 

2 ـ سرعت درك معناي كلمه 

3 ـ سرعت درك جمله. 

4 ـ سرعت فهم پاراگراف كه عبارت است از:

الف ـ خواندن پاراگراف براي مفهوم اصلي يعني گذرخواني. 
ب ـ خواندن پاراگراف براي آگاهيهاي ويژه يعني خواندن پژوهشي. 
ج ـ خواندن پاراگراف براي جزئيات و درك كامل: يعني خواندن به منظور اطلاعات دقيق (دقيق خواني)

5 ـ سرعت درك مطلب متن.

سرعت تشخيص كلمه

تشخيص كلمه يك قسمت اساسي جريان خواندن است. خواننده كلمه را به تمامي بدون ملاحظه اجزايش بايد بشناسد. او به اولين و آخرين حرف هر كلمه بايد توجه كند بجاي اين كه همه حرفهاي كلمه را يكي يكي ملاحظه كند. در واقع خواننده ابتدا حرف آغازين و سپس آخرين حرف كلمه را جهت فهم كلمه به عنوان يك كل مي بيند. در حالي كه خواننده به كلمه به عنوان يك واحد توجه دارد بايد تفاوت بين آن كلمه و كلمه اي كه شباهت زياد به آن دارد بفهمد. يك كلمه ممكن است كاملا شبيه ديگري باشد با اين وجود در اين تشابه ممكن است ويژگي خاصي وجود داشته باشد كه كلمه اي از ديگري تفاوت يابد. مثلا او “حسن” را به تمامي تشخيص مي دهد اما در همان زمان بايد بداند كه تفاوتي بين “حسن” و “حسين” وجود دارد. شايد خواننده در اولين نگاه هر دوي آنها را همانند ببيند ولي بعدا با يك تمركز كوچك روي دو كلمه او خواهد توانست (ي) زيادي در دومي را ببيند. البته وي لزوما هر حرف را تميز نمي دهد. او به آساني مي تواند بين دو كلمه با نگاه كردن به آنها به دقت و سرعت تمايز قايل شود.

تشخيص كلمه بايد همراه با سرعت باشد و گرنه به فعاليت حرف يابي تبديل خواهد شد. اگر خواننده اي بيش از يك هشتم ثانيه زمان براي پرداختن به كلمه اي مصرف كند به احتمال زياد وي با شيوه حرف يابي حركت مي كند. به منظور آموزش سريع خواني خواننده بايد نگاهش به كلمات محدوديت زماني معين داشته باشد.

خواندن پژوهشي

خواندن پژوهشي (Scanning) نوعي فن سريع خواني است كه براي تعيين اطلاعات مخصوصي نظير تاريخ تولد، درجه حرارت، جايگاه و غيره بكار مي رود. در اجراي خواندن پژوهشي خواننده نيازي به خواندن همه سطرها ندارد. او از سطرها و صفحه ها به منظور يافتن اطلاعات ويژه اي كه در جستجوي آنهاست به سرعت عبور مي كند. خواننده هر نوع اطلاعاتي را به استثناي قسمتهاي معيني كه در پي آنهاست جمع آوري نمي كند. براي اين كه خواننده خواندن پژوهشي را با مهارت و بطور موثر انجام دهد مراحل زير پيشنهاد مي‌شوند:

1 ـ ابتدا خواننده براي اين كه بفهمد آيا آگاهيهاي مورد نظر در متن موجود است يا نه به عنوان پاراگراف نگاه كند. احتمالا اطلاعات ويژه در تيتر پاراگراف نشان داده شده باشد. اگر نباشد خواننده بايد آنها را در پاراگراف جستجو كند.

2 ـ خواننده بايد سطرها را نگاه كند بدون اين كه آنها را بخواند بايد اطلاعاتي را كه مي خواهد جستجو نمايد.

3 ـ سپس خواننده بايد آگاهي‌هاي مورد نظر را تشخيص بدهد و بفهمد.

دقيق خواني

دقيق خواني يا خواندن براي اطلاعات دقيق به معناي خواندن براي درك كامل است. 
مطالعه براي چنين هدفي جرياني است كه در آن خواننده اطلاعات درست متن را برمي گزيند و گردآوري مي نمايد. اين نوع خواندن لازمه اش اينست كه خواننده مفاهيم استنباطها و دلالتهاي جملات در پاراگراف را بفهمد به علاوه خواننده بايد معاني غيرمستقيم را بخوبي معاني مستقيم كلمات درك كند.

مراحل خواندن به منظور اطلاعات دقيق عبارتند از:

1 ـ يافتن مفهوم اساسي با خواندن اولين و آخرين جمله پاراگراف و نگاه گذرا به بقيه. 

2 ـ گزينش آگاهيهاي جزئي مهم پاراگراف جهت دستيابي به اطلاعات دقيق.

3 ـ مبادرت به طرح كردن سئوالات و جواب گفتن به آنها در خلال مطالعه پاراگراف با دركي كامل.

4 ـ دنبال كردن همه زواياي پاراگراف بطور كامل جهت درك آن.

5 ـ تقسيم بندي و سازماندهي عناصر در ذهن خود براي درك مفاهيم پاراگراف.

6 ـ هنگام خواندن پاراگراف به نتايج كلي دست يافتن.

7 ـ توانايي براي فهم نقشه هاي ترسيمي به منظور درك پاراگراف.

8 ـ فهم لغات. جملات و تعابير راهنما جهت درك همه پاراگراف و بدست آوردن مفهوم درست.

درست خواندن و فهميدن

Leave comment

Your email address will not be published. Required fields are marked with *.